close
تبلیغات در اینترنت
عظمت و بزرگی کتاب شریف نهج البلاغه در کلام بزرگان
امروز : یکشنبه 03 تیر 1397

  • 27525 دانلود گلچین مداحی ایام فاطمیه/با قابلیت پخش آنلاین و گوش دادن
  • 22717 دعای بسیار بسیار عظیم الشان
  • 8365 رهبر انقلاب،آیت الله خامنه ای (حفظه الله) از نگاه بزرگان و علما
  • 7725 دانلود کتاب لغات و مفاهيم قرآن كريم در 3 جلد
  • 7711 تلاوت یک نفس فوق العاده از رافت حسین
  • 7605 دانلود کتاب تحف العقول عن آل الرسول صل الله علیه و آله
  • 5709 دانلود ترتیل کل قرآن با صدای ماهر حمد المعیقلی
  • 4991 دانلود نرم افزار جدید استخاره برای آندروید
  • 4577 دانلود ترتیل کل قرآن با صدای مشاری العفاسی با قابلیت پخش آنلاین
  • 4561 دانلود نرم افزار حدیث کساء برای اندروید
قالب گراف تبلیغات تبلیغات


آخرین های انجمن
نویسنده : محمد قبادی چهارشنبه 16 مرداد 1392ساعت8:0 بازدید285بار


 

در امثال و حكم عربى شهرت دارد كه «كلام الملوك، ملوك الكلام‏» ، این سخنى به غایت‏ حكیمانه است، نهج‏البلاغه مولا امیرالمؤمنین (ع) كه الحق «اخ القرآن‏» نام گرفته نیز مصداق عالى این سخن حكمت‏آمیز است، زیرا از زبان و قلم بزرگ مردى تراویده كه در جهان سخنورى یگانه بوده كلامش سرآمد كلام‏هاست. از همین روى درباره این اثر جاودانه گفته‏اند «فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق‏».

آرى، امام مؤمنان در عرصه سخنورى گوى سبقت از همگان ربوده و توسن بلاغت را در میدان فصاحت ‏بى‏مهابا تازانده و هیچ كسى یاراى هماوردى با او را ندارد، و نه تنها هم كیشان امام متقین بر بى‏رقیبى وى اذعان دارند، بلكه سخنوران غیر مسلمان هم بر این امر گواهند، و جز این نیست كه كلام امام على (ع) مؤید از جانب حق است و از زبان و قلمى تراویده كه در شهر علم نبى (ص) بوده است . 

 

 

نهج‌البلاغه گزیده‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان کوتاه‌ علی ابن ابی‌طالب است که شخصی به نام سید رضی در قرن چهارم هجری قمری براساس ذوق ادبی شخصی خود فراهم آورده است.

ساختار:

 

سخنان علی ابن ابی‌طالب در این کتاب بر در سه باب آمده‌است:

  • باب اول: خطبه‌ها و اوامر
  • باب دوم: نامه‌ها و رسائل و وصایا
  • باب سوم: کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ
نهج البلاغه و مشاهیر:

در ابتدا جهت تیمن به ذكر بیاناتى از بنیانگذار جمهورى اسلامى حضرت امام خمینى (ره) مى‏پردازیم:

  ما مفتخریم كه كتاب «نهج‏البلاغه‏» كه بعد از قرآن، بزرگترین دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترین كتاب رهایى بخش بشر است و دستورات معنوى و حكومتى آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ماست‏».1

 

بسیاری از ادیبان طراز اول عرب از جمله 

عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، قدامة بن جعفر(قرن چهارم)، ابن ابی الحدید (قرن ششم) و خلیل بن احمد فراهیدی(قرن هشتم) فصاحت کلام علی را ستوده‌اند. از جمله جاحظ در کتاب خود البیان والتبیین -که به شهادت ابن خلدون یکی از ارکان چهارگانه ادب محسوب می‌شود- با نقل یکی از سخنان علی می‌گوید ((اگر فقط همین عبارت به دست ما رسیده بود کفایت می‌کرد و برای دلالت داشتن بر فصاحت و بلاغت در عالی‌ترین مرتبه جای می‌گرفت و با وجود آن برای پی بردن به ارزش بلاغی سخنان علی به دیگر سخنانش نیاز نداشتیم.))

علی الجندی رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه کتاب " علی بن ابی طالب، شعره و حکمه " درباره نثر علی می‌گوید: «نوعی خاص از آهنگ موسیقی که بر اعماق احساسات پنجه می افکند در این سخنان هست، از نظر سجع، چنان منظوم است که می توان آنرا " شعر منثور " نامید.» شیخ محمد عبده

 از مفتیان پیشین مصر تصادفاً با نهج‌البلاغه آشنا شده، شیفتهٔ آن می‌شود و به شرح این مجموعه و تبلیغ آن در میان جوانان مصری می‌پردازد. وی در مقدمه شرح خود می‌گوید:«در همهٔ مردم عرب زبان یک نفر نیست مگر آنکه معتقد است سخن علی بعد از قرآن و کلام نبوی شریف‌ترین و بلیغ‌ترین و پرمعنی‌ترین و جامع‌ترین سخنان است.»

سخنوران و دانشمندان عرب به حكم همزبانى اولین كسانى‏اند كه حلاوت این اثر ماندنى را چشیده‏اند:

 سیدرضى كه خود همت ‏به جمع‏آورى این اثر سترگ گماشته و با نهج‏البلاغه جاودانه شده و همچون قطره‏اى كه خود دریا شده مى‏نویسد: «جویندگان و سود برندگان از آن زیاد است و این به دلیل گران سنگى و قدر و منزلت این كتاب در فراهم داشتن شگفتى‏هاى سخن‏ورى و زبان‏آورى اوست».2

  عبدالحمید كاتب از سخنوران بزرگ عرب در عهد مروان، چشمه جوشان مكتب ادبى خود و سبب نویسندگى اش را حفظ خطبه‏هایى چند از نهج‏البلاغه مى‏داند.

«هفتاد خطبه از خطبه‏هاى على (ع) را حفظ كردم و پس از آن ذهنم جوشید كه جوشید».3

  و چون از فصاحت و بلاغت‏سخنان او پرسیدند، پاسخ مى‏دهد كه حفظ كلمات علىّ سبب فصاحت و بلاغت ‏سخنانم شده است .

  در همین راستا باز هم سیدرضى مى‏نویسد:

«بعد از قرآن و بیانات پیامبر اكرم (ص) هر كلام و خطبه و مقاله‏اى را كه خواندم و شنیدم توانستم با آن رقابت كنم و بهتر از ان یا همانندش را بگویم، مگر كلمات امیرالمؤمنین على «ع‏» را كه هرچه كوشیدم توانایى رقابت‏با آن را در خود نیافتم‏».4

  امام یحیى یمنى مى‏گوید:

«از معانى گوارا و شیواى سخنان على (ع) هر سخنورى سیراب شده و به سبک كلام وى هر خطیبى لباس سخنورى به تن كرده است؛ چرا كه مولا آبشخور بلاغت و زاینده آن است و ابر پر بار فصاحت مى‏باشد به حدى كه خود فرمود: ما فرمانروایان كشور سخنیم و درخت‏سخنورى در وجود ما ریشه دوانیده و شاخه‏ها آورده است‏».5

  شیخ محمدحسن نانل المرصفى كه از ادیبان مهم جهان عربى است، نهج‏البلاغه را همچون قرآن كریم، نوعى معجزه مى‏داند و مى‏گوید:

«نهج‏البلاغه برهانى روشن بر این است كه على (ع) بهترین نمونه زنده روشنایى و دانش، هدایت و فصاحت و معجزه قرآنى است . در این كتاب دلائل و نشانه‏هایى از دانش وسیع و سیاست صحیح و موعظه‏هایى روشن‏گر امام على (ع) به چشم مى‏خورد كه شبیه آن در آثار هیچ یك از دانشمندان بزرگ و فیلسوفان و نوابغ دیده نمى‏شود. مولا در ژرفاى دانش و دین و سیاست فرو رفته و در همه این موارد سربلند بیرون آمده است‏».6

سیدرضى مى‏نویسد: «بعد از قرآن و بیانات پیامبر اكرم (ص) هر كلام و خطبه و مقاله‏اى را كه خواندم و شنیدم توانستم با آن رقابت كنم و بهتر از ان یا همانندش را بگویم، مگر كلمات امیرالمؤمنین على «ع‏» را كه هرچه كوشیدم توانایى رقابت‏با آن را در خود نیافتم‏»

 شیخ ناصیف یازجى، عقیده دارد:

«كسى كه مى‏خواهد در دانش و نگارش برتر از همه قرار گیرد، باید به نهج‏البلاغه متوسل شود و از حفظش كند».

  وى به فرزندش سفارش مى‏كند كه هرگاه خواستى در دانش و ادب و نگارش بر دیگران برترى جویى حتما قرآن و نهج‏البلاغه از بر كن.7

  طه حسین، ادیب بزرگ معاصر مصرى كه امروزه به سمبلى ادبى براى ادیبان عرب مبدل شده و وجهه مذهبى زیادى هم ندارد، عقیده دارد كه: «من پس از وحى خداوندى، سخنى شیواتر و زیباتر از كلمات على (ع) را سراغ ندارم‏».8

«امین نخله‏» مى‏گوید:

«هر كس بخواهد روح تشنه خود را از بیانات على (ع) سیراب سازد باید به نهج‏البلاغه روى آورد و آن را با دقت و صفحه به صفحه بخواند و گام نهادن در پرتو آن را فرا گیرد».9

نهج البلاغه

شیخ محمد عبده كه در زمان خود شیخ مطلق الازهر بود و افتخار شاگردى مفخر شرق «سید جمال‏الدین اسدآبادى‏» را دارد و چه بسا شرح نهج‏البلاغه وى نیز نشانى از تاثیر روح شیعى و حماسى سید بر وى باشد و سخنان امام را پس از آیات قرآنى و كلمات رسول‏الله (ص) جامع‏ترین كلام دنیاى عرب مى‏داند. وى مى‏گوید: «در میان تمام مردم عرب كسى نیست كه معتقد نباشد سخن على (ع) پس از قرآن و احادیث رسول خدا (ص) شریف‏ترین و بلیغ‏ترین و جامع‏ترین سخنان است‏».10

  به گفته دكتر «على الجندى‏» رئیس دانشكده علوم قاهره، سخنان حضرت على (ع) به حدى زیباست كه گویى شعر منثور است. وى درباره نثر امام مى‏گوید:

«نوعى خاص از آهنگ موسیقى كه بر اعماق احساسات پنجه مى‏افكند در این بیانات هست . از نظر سجع، چنان منظوم است كه مى‏توان آن را «شعر منثور» نامید».11

  گروهى دیگر نیز نهج‏البلاغه را به عنوان برگزیده سخنان مولا، بیان گر اسلام راستین و ترجمان وحى خدا و برگدان شیوایى قرآن مى‏دانند12  و منشا این دفتر حكمت را نیز قرآن دانسته‏اند. لذا همه حكمت‏ها و دستورات مندرج در آن را ملهم از قرآن و رسول خدا (ص) دانسته‏اند.13

  مرحوم استاد دكتر سید جعفر شهیدى كه از ادیبان طراز اول كشور ما بود و استادى مسلم او بر لغت و ادب عرب مورد تایید و تصدیق همگان است و ترجمه شیوایش از نهج‏البلاغه ناسخ همه ترجمه‏هاى پیشین شده است، این كتاب عظیم را منبع و سرمایه غنى همه ادیبان، شاعران، خطیبان و نویسندگان تاریخ اسلامى دانسته و همه مطالب آن را یك گنجینه سرشار مى‏داند. وى مى‏گوید:

«پس از آن كه شریف رضى سخنان امام را از خطبه، نامه و فقره‏هاى كوتاه گردآورى نمود، سرمایه‏اى غنى در دسترس ادیبان و خطیبان نهاده شد. چنانچه ظاهرا توجه ادیبان ایرانى به فقره‏هاى كوتاه سخنان امام، پس از تالیف كتاب «مطلوب كل طالب من كلام على بن ابى طالب‏» به وسیله رشید و طواط است. بحث در این كه آیا همه این خطبه‏ها و نامه‏ها و سخنان كوتاه (كلمات قصار) كه در مجموعه‏اى به نام نهج‏البلاغه گردآمده گفتار على (ع) است و یا برخى از گفته‏هاى دیگران نیز به نام حضرت، ثبت‏شده از قرن‏ها پیش آغاز شده و تا امروز به قدر كافى پیرامون آن گفته و نوشته‏اند. آنان كه در سخن‏شناسى و نقد ادبى نزد گویندگان عرب كنانتى دارند، گواهى داده‏اند كه این گوهرهاى گرانبها همه به یك گنجینه تعلق دارد . . . پس از آن كه مذهب تشیع در ایران رواج یافت‏، به اطمینان خاطر مى‏توان گفت كه شعر و شاعر و نثر از تاثیر نهج‏البلاغه و گفتار على (ع) خالى نیست‏»14

  فقیه و اصولى معاصر آیه‏الله جعفر سبحانى خبرهاى غیبى نهج‏البلاغه را گواه بر این دانسته كه امام (ع) علاوه بر آگاهى‏هاى حسى و عقلى از آگاهى سومى به نام الهام و تایید الهى برخوردار است و انسان به وسیله این حس، شكننده مرزهاى زمان و مكان و حجاب ماده مى‏باشد و با این قوه، حوادث را پیش از وقوع درك كرده و با آن حوادث ارتباط برقرار كرده و كاملا آن را لمس مى‏كند. آگاهى از غیب و گزارش امام (ع) از حوادث و رویدادهاى پنهان و پوشیده خصوصا جریان‏هایى كه پس از شهادت وى رخ داد، یكى از ابعاد گسترده نهج‏البلاغه را تشكیل مى‏دهد و این خبرهاى غیبى گواه است كه امام علاوه بر آگاهیهاى متعارف از آگاهى سومى برخوردار بوده كه هرگز نمى‏توان آن را از طریق ابزارى به نام حس و عقل كشف كرد.15

  مرجع معاصر حضرت آیت‏الله مكارم شیرازى كه علاوه بر تبحر در فقه و اصول، ترجمه‏اى شیوا از قرآن كریم و نهج‏البلاغه به جهان معرفت عرضه كرده و معتقدند نهج‏البلاغه مرهمى بر دردهاى جانكاه بشریت است. عالى‏ترین روش آزادى انسانها را در ابعاد مختلف مورد بررسى قرار مى‏دهد؛ چرا كه منادى عدالت اجتماعى است. این كتاب در نوع خود بى‏نظیر و براى هر زمان و هر نسل، اثر مفید مى‏باشد.16

از نظر مطهرى (ره) نهج‏البلاغه چندین دنیا دارد: دنیاى زهد و تقوا، دنیاى عبادت و عرفان، دنیاى ملاحم و مغیبات، دنیاى سیاست و مسئولیت‏هاى اجتماعى، دنیاى حماسه و شجاعت

عارف و فیلسوف یگانه استاد حسن‏زاده آملى كه در ادبیات فارسى و نیز تبحرى ویژه دارد. این كتاب را شجره طیبه‏اى كه براى زندگى انسانها در تمام شئونات و برنامه‏ها راهنما و دلیل قویى است مى‏دانند. از دیدگاه استاد آملى این كتاب، معجزه گفتارى است ؛ چرا سیره امام على (ع) به دو معجزه فعلى و قولى تقسیم مى‏شود. معجزه فعلى مانند كندن در قلعه خیبر، و معجزه قولى كتاب گرانقدر نهج‏البلاغه است.17 همو مى‏گوید:

در سلسله معجزات قولى، قرآن مجید است كه صورت كتبى خاتم (ص) است و معارف صادر از اهل بیت عصمت و وحى چون نهج‏البلاغه و زبور و انجیل آل محمد (ص) صحیفه سجادیه و جوامع روایى، تالى آن.18

نهج البلاغه

مرحوم عارف بى‏بدیل آیه‏الله حاج میرزا على آقا شیرازى كه در زمان خود اسوه علم و تقوا بوده و امروزه براى آشنایان با معارف اسلامى نامى آشناست از استادان و غواصان دریاى بى‏كران نهج‏البلاغه بوده است .

حاج میرزا على آقاشیرازى بر این باور بود كه جاذبه و بلنداى كلام امام على علیه‏السلام چون قرآن، دل آدمى را روشنى بخشیده و اندیشه را جهت داده و روح را فرح مى‏نماید. به عقیده وى نهج‏البلاغه پرتوى پرفروغ از قرآن و ترجمان آن است و تراوش روحى ملكوتى است كه به حق عبدالله بود و اثرى است مفید و سازنده براى بیدار نمودن خفتگان در بستر غفلت، دارویى است‏ براى شفاى آنان كه به بیماریهاى دل وامراض روان مبتلایند و مرهمى است‏ براى افرادى كه از دردهاى فردى و اجتماعى در تب و تاب هستند و خلاصه سخنش این بود كه نهج‏البلاغه در بین افراد طالب حق و مشتاق مصونیت و مغزهاى نورانى، مشترى دارد و شایسته نیست چنین اثرى محجوب و مهجور بماند، بلكه باید جرعه‏هایى از آن را به كام تشنگان فرو ریخت.19

یكى از خوشه‏چینان خرمن وى مى‏گوید:

  آقا میرزاعلى غیرممكن بود لب به سخن باز كند و از مضامین نهج‏البلاغه حضرت على (ع) چیزى بر زبان نیاورد.20

  و همچنین وى آن چنان بر مطالب این كتاب تسلط داشت كه خطبه‏هاى را ازبر بود و بدون مراجعه به كتاب مى‏خواند و به حالتى توضیح مى‏داد كه مستمعین را منقلب مى‏كرد و آنان را به خود مى‏آورد.21

   در انتها به مصداق خاتمة‏المسك، بجاست ‏سخنانى از استاد شهید مرتضى مطهرى ذكر كنیم كه خود ابتدا با تدوین كتاب جامع «سیرى در نهج‏البلاغه‏» این اثر گرامى را به نسل جوان شناسانید.

از نظر مطهرى (ره) نهج‏البلاغه چندین دنیا دارد: دنیاى زهد و تقوا، دنیاى عبادت و عرفان، دنیاى ملاحم و مغیبات، دنیاى سیاست و مسئولیت‏هاى اجتماعى، دنیاى حماسه و شجاعت . . .22

امتیاز نهج‏البلاغه براى فردى كه سخن‏شناس باشد و زیبایى سخن را درک كند، نیاز به توضیح و توصیف ندارد. اساسا زیبایى درک كردنى است، نه وصف كردنى. نهج‏البلاغه پس از نزدیك چهارده قرن براى شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گیرندگى و جذابیت را دارد كه براى مردم آن روز داشت است.23

اما این وصف‏ها چون دریا پایان ندارد: 

درنیـابــد حال پختــه هیچ خام

 

پس سخن كوتاه باید والسلام

 

آن‏كس كه ز باغ آشنایى است

 

دانـد كه متاع ما كجایى است

 

 

تمامی کسانی که در این مقاله سخنشان در مورد کتاب ارزشمند نهج البلاغه گذشت از بزرگان و اندیشمندان حوزه ادب و فرهنگ و دین هستند . و از قدیم گفته اند : قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری، باید سخنان این بزرگان را آویزه گوش خود قرار دهیم و از نهج البلاغه غافل نمانیم چرا که سخن علی علیه السلام است ما چگونه دم از حب علی میزنیم ولی با سخنان انسان ساز و سراسر حکمت و زیباییش چنین بیگانه ایم ؟

 

 

در پایان نظرات ارزشمند ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای(دامه برکاته) را در مورد کتاب نهج البلاغه قرار میدهم که امیدوارم استفاده کنید.

 

 

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای  (مدظله العالی ) :


امروز شرایطی مشابه حکومت دوران امیرالمومنین(ع) است.
پس روزگار، روزگار نهج البلاغه است.
امروز می شود از دیدگاه دقیق و نافذ امیرالمومنین(ع) به واقعیت های جهان و جامعه نگاه کرد
و بسیاری از حقایق را دید و شناخت و علاج دردها را پیدا کرد.
همین است که به نظر ما 
امروز بیش از همیشه به نهج البلاغه محتاج تریم.

بخش هایی از کتاب نهج البلاغه از دیدگاه مقام معظم رهبری

 

 

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای  (مدظله العالی ) :

 

نهج البلاغه مانند گفته های حکیمی نیست که دور از غوغای زندگی و فاغ از واقعیت ها و مسائل گوناگونی که در یک جامعه ممکن است مطرح باشد، می نشیند و معراف اسلامی را بیان می کند؛ بلکه سخنان انسانی است که بار مسئولیت اداره ی یک جامعه عظیم را بر دوش خود احساس می کند و دانا و بصیر به همه ی معارف اسلامی و قرآنی است  و با دلی مالامال از معرفت و روحی بزرگ و در مقامی پر مسئولیت، با مردم روبرو می شود، با آنها حرف می زند و به سوالات و استفهانات آنها پاسخ می دهد. این است زمینه و موقعیت صدور نهج البلاغه.

 

 

کنگره چهارم نهج البلاغه، 1363

 

 

 

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای  (مدظله العالی ) :

 

نهج البلاغه کلام اولین مومن به وحی محمد، و کلام خلیفه ی پیغمبر(ص) است؛
خلیف ای که همه ی مسمانان بر او اتفاق نظر دارند و امامی که به اعتقاد شیعه و بسیاری از اهل سنت افضل صحابه است.
یعنی انسانی در این حد عظمت و اهمیت، سخنرانی ها و خطبه هایش عیناً باقی مانده است و این می تواند نشان دنده متنی عظیم و اصیل از معارف اسلامی باشد. ما می توانیم پایه های اعتقاد کامل و جامع به اسلام را در این کتاب -که اخلاق و زهد و عرفان و رهبری و نظام سیاسی و اجتماعی در آن وجود دارد- پیدا کنیم.


 

 

کنگره پنجم نهج البلاغه، 1364

 

 

 

 

مشروح سخنان خواندني و نكته آميز رهبر معظم انقلاب در پنجمين اجلاسيه كنگره نهج البلاغه درباره شباهتهاي دوران حكومت امير مؤمنان با شرايط حاكم بر جامعه اسلامي ما و لزوم توجه و مطالعه بيشتر در نهج البلاغه آن حضرت مي باشد كه تقديم خوانندگان محترم مي شود: 
 

...بعد از يك دوران طولانى ركود و بى‏توجهى،اين كتاب قيم وانسان ساز و جامعه ساز و بى‏نظير را مجددا مطرح و زنده كردند.از همه برادران وخواهرانى كه در اين مراسم شركت كرده چه از سراسر كشور و چه از خارج‏كشور صميمانه متشكرم. 

خيلى براى اين بنده دلنشين بود،اگر اين توفيق را پيدا مى‏كردم كه مثل‏يكى از شما در جلسات اين كنگره ارزشمند شركت فعالى مى‏توانستم داشته باشم‏و مثل هميشه كه نهج البلاغه يكى از قبله‏هاى اميد فكرى ما بود و بسيارى ازاوقاتمان به مطالعه آن مى‏گذشت و اين كتاب عزيز در حوزه تدريس و تدرس وفكر و مطالعه ما جايگاه عمده‏اى داشت،در اين محفل شريف علمى و ارزشمند هم‏مانند يك جستجوگر از اعماق اين اقيانوس عظيم بحثى را بررسى مى‏كردم وهمه روزه در آن حاضر مى‏شدم. 
اما حالا كه متاسفانه آن فراغت و فرصت نيست،لازم مى‏دانم به همه شمابرادران و خواهران،و نيز به كسانى كه در اين مجلس حضور ندارند اما دل درگرو هدايت نهج البلاغه و امام على بن ابيطالب عليه الصلوة و السلام داشته و دارند،درباره اين كتاب قيم و اثر جاودانه مطالبى را عرض كنم.

يك مطلب اين است كه كتاب نهج البلاغه يعنى مجموعه‏اى كه به همت وتلاش سيد بزرگوار شريف رضى گرد آمده و بحمد الله تا امروز محور ملاحظه ومطالعه خواص و انديشمندان بوده-نه محور معرفت و كار عمومى مردم-شايد درتمام دورانى كه اين كتاب تاليف شده و بوجود آمده مانند امروز مورد نياز ومتناسب با اوضاع زمان و مكان نبوده است.البته نهج البلاغه از جهات مختلف‏حائز اهميت است،شايد بشود گفت كه نهج البلاغه مجموعه‏اى است از عمده‏ترين‏مباحث معارف اسلامى و همه آنچه براى يك انسان مسلمان و يك جامعه اسلامى‏لازم است در نهج البلاغه از آن سخنى و حرفى و اشاره‏اى يا بحثى و هدايتى‏هست:توحيد و عقايد اسلامى و اصول دين تا اخلاق و تهذيب و تزكيه نفسانى،سياست ملك دارى و كيفيت اداره صحنه‏هاى عظيم فعاليت اجتماعى تا تنظيم‏روابط اخلاقى و خانوادگى،جنگ و سياست و حكمت و علم و.... ليكن مطالب اين كتاب كه در مجموع،درس زندگى اجتماعى براى‏مسلمانهاست‏بطور مجرد از زندگى،مطرح نشده. 
گوينده اين كلمات يك رئيس‏مملكت،يك حاكم و فرمانرواى بزرگى است كه سلطنت و حكومت او بر يك‏كشور پهناور و عظيمى گسترش داشته و اين انسان بزرگ كه مسئوليت‏ملك دارى و زمامدارى را هم بر دوش داشته با احساس اين مسئوليت عظيم اين‏مطالب را بر زبان جارى كرده است. 
نهج البلاغه مانند گفته‏هاى حكيمى نيست‏كه دور از غوغاى زندگى و فارغ از واقعيتها و مسائل گوناگونى كه در يك‏جامعه ممكن است مطرح باشد،مى‏نشيند و معارف اسلامى را بيان كند.بلكه‏سخنان انسانى است كه بار مسئوليت اداره يك جامعه عظيم را بر دوش خوداحساس مى‏كند و داناى دين و بصير به همه معارف اسلامى و قرآنى است و بادلى مالامال از معرفت،و روحى بزرگ و در مقام پر مسئوليت،با مردم روبرومى‏شود،با آنها حرف مى‏زند،از آنها مى‏خواهد،به آنها مى‏گويد،و به سؤالات واستفهامات آنها پاسخ مى‏دهد.اين است زمينه و موقعيت صدور نهج البلاغه،و ازاين جهت‏با همه رواياتى كه ما از ائمه معصومين عليهم السلام داريم فرق مى‏كند. 

آنها(ائمه)در دوران حاكميتى كه مورد قبول خودشان باشد زندگى‏نمى‏كردند،آنها در دوران اختناق بسر مى‏بردند،مسائل از ديدگاه يك حاكم ومسئول اداره مملكت‏بر زبان آنها جارى نمى‏شد،اما امير المؤمنين بعنوان يك‏حاكم اسلامى حرف مى‏زند با جامعه‏اى كه تحت اشراف و حكومت‏خود اوست‏سخن مى‏گويد،و اين بخش بيشترين سخنانى است كه از امير المؤمنين درنهج البلاغه نقل شده.البته در كلمات آن حضرت سخنانى هم هست كه مربوط به‏دوران حكومت ايشان نيست. 

ما امروز در همان شرائط قرار داريم،شرائط كنونى جامعه اسلامى ما همان‏شرائط است،البته روشن است كه نهج البلاغه مخصوص كشور ما نيست،مال‏همه دنياى اسلام است.و دنياى اسلام هم امروز در حال رسيدن به يك بيدارى وحيات دوباره اسلامى است. 

در كشور ما و در جامعه ما كه در سايه آموزشهاى امير المؤمنين(ع)و بااتكاء به نفس نهج البلاغه،اين انقلاب به پيروزى رسيده و امروز تقريبا با همان‏جامعه اسلامى و علوى تشكيل شده،همان شرائط تقريبا در بيشتر ابعاد در جامعه وكشور ما حكومت مى‏كند. 

* امروز روز استفاده هر چه بيشتر از نهج البلاغه است 
من در اين مورد مختصرى توضيح بدهم حتى شرائط زندگى رسول‏اكرم(ص)هم با شرائط زندگى دوران حكومت امير المؤمنين متفاوت است.دردوران رسول اكرم(ص)جامعه،جامعه اسلامى صددرصد بود يعنى جهت‏گيرى‏جامعه همان جهت‏گيرى صددرصد اسلامى بود.اما خصوصيتى كه در آن دوران‏از اول تا آخر دوران زندگى ده ساله پيغمبر در دوران حكومت اسلامى وجودداشت اين بود كه در آن روز صف‏بنديهاى آشكار بود.شعارهاى اسلامى شعارهاى‏مشخص و واضح و تعيين كننده و مشخص كننده بود.جناح بنديهايى كه درجانب پيغمبر و مخالفان پيغمبر قرار داشت جناح بندى واضح و آشكارى بودمعلوم بود كه دوست و دشمن كيست.حتى حركت نفاق كه در جامعه اسلامى ازاول تشكيل حكومت اسلامى،حداقل از دوران زندگى پيامبر در مدينه،بوجودآمد نمى‏توانست آنطورى كه نتيجه حركت نفاق هست جامعه را تحت تاثير قراردهد.خود پيغمبر حاضر بود.آيات منافقين نازل مى‏شد.منافقين تهديد و افشا مى‏شدند.خيلى از منافقين بوسيله پيغمبر شناخته و حتى به ديگران شناسانده‏مى‏شدند.حركات موذيانه نفاق انجام مى‏گرفت.اما بر مجموع جامعه اسلامى‏يك صراحت و يك حالت افشاگرى مسلط بود.كسانى كه در جنگ در برابرپيغمبر شركت مى‏كردند دشمنانى بودند كه دشمنى آنها،و ابعاد اين دشمنى،وميزان دورى و نزديكى آنها از اسلام معلوم بود.حتى معلوم بود يهود چقدرمخالف اسلامند؟قريش چقدر مخالف اسلامند؟و قبائل ديگر. 

* خصوصيت ويژه زمان 
در اينكه كيفيت مبارزه آنها با اسلام و مسلمين چگونه است مسلمانها دچارحيرت و ترديد نبودند. دوران امير المؤمنين اين خصوصيت را نداشت و اين يكى از بزرگترين‏دشواريهاى حكومت كوتاه،كمتر از پنج‏سال،امير المؤمنين است.در دوران‏امير المؤمنين وقتى كه دو لشكر در برابر هم قرار مى‏گرفتند هر دو لشكر نمازمى‏خواندند.هر دو لشكر اگر در ماه رمضان بود روزه مى‏گرفتند.از ميان هر دولشكر بانگ تلاوت قرآن شنيده مى‏شد.مسلمانها در هر دو لشكرى كه در مقابل‏هم قرار داشت،احساس مى‏كردند كه صراحت و راحتى خيال دوران پيغمبر راندارند،لذا در جنگ صفين در نبردهاى امير المؤمنين چند بار زمزمه سؤال وحيرت بوجود آمد و مسلمانهايى كه اسلام قديمى و از دوران پيغمبر را داشتند ومسائل و حقايق اسلامى را از اولين روزهاى ولادت اسلام و بخصوص ولادت‏حكومت اسلامى ثبت كرده بودند،مثل عمار ياسر،مى‏توانستند گره‏گشا باشند ومشكل را برطرف كنند اما بسيارى مردد بودند. 
در ماجراهاى دوران‏امير المؤمنين اختلاف صفوف آشكار نبود.اشتراك در شعارها بقدرى فضا راتنگ كرده بود كه امير المؤمنين بارها مى‏فرمود:«لا يحمل هذا القلم الا اهل البصرو الصبر»تنها مقاومت كافى نيست‏بينائى و هشيارى و تيزنگرى لازم است.اين‏خصوصيت ويژه زمان امير 
المؤمنين،رنجهاى امير المؤمنين،و دردسرهاى‏امير المؤمنين بود. 
ما امروز در دنيايى عظيم با شعارهاى زيبايى كه در بسيارى از نقاط آن،سرداده مى‏شود كم و بيش همان وضعيت را داريم.حتى امروز در دنياى اسلام كه‏درك و دريافت و بينش اسلامى در آن گاهى به فاصله‏هائى به اندازه فاصله ايمان‏و كفر از هم دور هستند با يك چنين واقعيتى مواجهيم.
امروز آشكارترين و روشنترين حقايق اسلامى به وسيله بخشى از مدعيان‏اسلام در كشورهاى اسلامى ناديده گرفته مى‏شود.امروز همان روزى است كه‏شعارها يكسان است،اما جهت گيريها به شدت مغاير يكديگر است.امروزشرائطى مشابه شرائط حكومت دوران امير المؤمنين است.پس روزگار نهج البلاغه‏است.امروز مى‏شود از ديدگاه دقيق و نافذ امير المؤمنين(ع)به واقعيتهاى جهان‏و جامعه نگاه كرد و بسيارى از حقائق را ديد و شناخت و علاج آن را پيدا كرد. 
لذا است كه بنظر ما امروز از هميشه به نهج البلاغه محتاج‏تريم. 
اين يك جهت‏بود كه ضرورت پرداختن به نهج البلاغه و بازگشت‏به اين‏مجموعه را كه از زبان اميرالمؤمنين و مولاى متقيان نقل شده،نشان مى‏دهد وهر چه بيشتر كار كردن در پيرامون آن و آماده كردن مقدماتى كه بتواند آن راقابل استنادتر و قابل فهم‏تر بكند از هميشه لازم‏تر و ضرورى‏تر است. 
يك حقيقت ديگرى كه وجود دارد و امروز ما را بيشتر از گذشته به‏نهج البلاغه مشتاق مى‏كند اين است كه ما در طول تاريخ اسلام متاسفانه،باانحرافى كه از كج فهمى و جهالت از يك سو و غرض ورزى و دشمنى از سوى‏ديگر حاصل شده،در آنچه كه از معارف اسلامى در اختيارمان هست‏سردرگمى‏هائى داشته‏ايم. 
در طول تاريخ گذشته اسلام نادانى و جهالت‏هائى وجود داشته،تنگ نظريها و خود خواهيهائى وجود داشته كه موجب شده حقائق اسلامى ومعارف اسلامى آنچنان كه هستند و بايد شناخته شوند شناخته نشوند،و بعلاوه‏غرض ورزيها و خيانتها و تعمد بر انحراف اسلام را هم از اولين قرنهاى پيدايش‏اسلام از قدرتمندان و كسانى كه خلوص و صفاى اسلام به زيان آنها بوده است،مشاهده مى‏كنيم. 
ما در طول تاريخ همواره احتياج داشته‏ايم به سرچشمه‏هاى خالص و زلال‏انديشه اسلامى و نظامى فكرى كه بتوان به آنها متكى شد،خوشبختانه قرآن كريم‏همواره در اختيار مسلمانها بوده،گر چه در فهم قرآن هم همان بدبينى‏ها وكج‏بينى‏ها و نفهمى‏ها و غرض ورزيها دخالتهائى كرده‏اند،اما بحمد الله متن قرآن‏سالم و به دور از هر گونه تصرف بدخواهانه يا جاهلانه‏اى در اختيار مسلمانهاهست.ليكن اين 
موجب نمى‏شود كه سرچشمه‏هاى زلال معرفت‏براى مسلمانهاامروز به همان ضرورتى كه سلامت قرآن براى مسلمانها دارد،ضرورى نباشد.باگسترش فرهنگ بشرى و با عمق معرفتى كه بر انسانها حاكم است،امروز آن‏روز است كه بايد كسانى بنشينند،با وجود گذشت زمان و با وجود فاصله از صدراسلام،آن معارف دست نخورده خالص و سالم را كه مى‏تواند اطمينان و باورانسان را به خود جلب كند هر چه بيشتر جمع كنند و در اختيار استنباط و اجتهاد ومتفكران و صاحب نظران قرار دهند. 
اين كارى است كه در احاديث هم بايد انجام بگيرد،نهج البلاغه اين راه‏نزديك را در پيش پاى ما مى‏گذارد،نهج البلاغه ما را از اين فاصله طولانى با صدراسلام به نزديكترين پايگاهها و امن‏ترين ديدگاهها نسبت‏به معارف اسلامى‏مى‏رساند.اگر ما روى نهج البلاغه كار كنيم و اگر آن مقدار از 
خطب‏امير المؤمنين كه در نهج البلاغه نيست،جمع شود و روى اينها و درباره سند وخصوصياتى كه اعتبار آنها را مشخص و مسلم و قطعى مى‏كند كارى فنى انجام‏بدهيم،و نهج البلاغه را به مجموعه‏اى نزديك به پانصد خطبه‏اى كه از آن‏حضرت نقل شده برسانيم،خدمت‏بزرگى به معارف اسلامى در قرن پانزدهم‏هجرى شده است،با گذشت اينهمه مدت از صدر اسلام ما مى‏توانيم يك منبع‏غنى لا يزالى كه مورد قبول همه مؤمنين به اسلام است و مى‏تواند باشد،در اختيارمسلمانها قرار دهيم.آن مجموعه مطلوب چقدر به ما نسبت‏به فهم درست اسلام‏مدد خواهد كرد و چقدر بينش ما را نسبت‏به معارف اسلامى ارتقا خواهد داد،واين كارى است ممكن،بخصوص در سايه نظام جمهورى اسلامى كه اساسابر 
مبناى قرآن و نهج البلاغه شكل گرفته است.اين كارى است كه حتما بايستى‏انجام بگيرد و اين اميدوارى هست كه كوشش برادران عزيز ما در بنيادنهج البلاغه و همه كسانى كه با آنها همكارى مى‏كنند اين خدمت‏بزرگ را به‏عالم اسلام انجام دهند. 

تصوير شخصيت على(ع)در نهج البلاغه 
يك بعد ديگر از ابعاد ارزش و اهميت نهج البلاغه ترسيم شخصيت‏امير المؤمنين عليه الصلوة و السلام است،چيزى كه ما امروز به آن كمال احتياج راداريم. 
امير المؤمنين على(ع)اين چهره ناشناخته،اين انسان والا،اين نمونه كامل‏مسلمانى كه اسلام مى‏خواهد انسانها آنچنان ساخته بشوند،در لابلاى اوراق وسطور نهج البلاغه كاملا شناسائى و تعريف مى‏شود. 
نهج البلاغه در حقيقت كتاب‏معرفى على بن ابيطالب(ع)است.چگونه ممكن است‏به افقهاى اسرار آميز وشگفت‏آور،و وادى‏هاى گوناگون معرفتى كه در نهج البلاغه است كسى دست‏نيافته باشد و بتواند آنها را اينجور زيبا و جالب ترسيم و توصيف كند،و درنهج البلاغه همه ابعاد يك شخصيت والاى انسانى وجود دارد:از معرفت،ازاخلاق،از خصلتهاى ويژه يك انسان منهاى آموزشهاى اسلامى،و از اخلاق ويژه‏والائى كه فقط اسلام به انسانها تعليم داده است،يك انسان كامل در نهج البلاغه‏مجسم مى‏شود و آن انسان كامل خود امير المؤمنين(ع)است،و اين نه فقط ازباب شناسائى چهره امير المؤمنين(ع)مهم است‏بلكه از باب شناسايى اسلام واينكه اسلام چگونه انسانى را مى‏خواهد بسازد حائز اهميت است،و امروز بشريت‏معاصرمان از ما سؤال مى‏كند:«اين اسلامى كه شما از آن دم مى‏زنيد و فكرمى‏كنيد رسالت آن جهانى است،در صدد ساختن چگونه انسانى است؟» 
براى‏پاسخ چه كسى را بهتر و زيباتر و جامع‏تر و والاتر از على بن ابيطالب(ع)مى‏توان‏نشان داد؟و چهره على بن ابيطالب(ع)در هيچ جا مانند نهج البلاغه آشكارنمى‏شود.البته درباره عظمت اين كتاب و ارزش اين سخنان و اين نامه‏ها مطالب‏عميق گفته شده و خيلى حرفها مى‏توان زد،من فقط اشاره‏اى بكنم تا سپاس وتشكر قلبى من از كسانى كه اين كنگره و كنگره‏هاى قبل و اين حركت‏به سمت‏شناساندن نهج البلاغه را 
سازمان دادند،موجه كند و معلوم شود به چه مناسبت مااين كار را اينقدر عظيم و حائز اهميت مى‏دانيم. 
با اينكه مدتهاست نهج البلاغه تا حدود زيادى از فراموشى بيرون آمده ونام آن به گوش مردم رسيده و به نحوى در دسترس مردم قرار گرفته است،بازاعتقاد دارم كه در عين حال روى نهج البلاغه كارهاى زيادى بايد انجام بگيرد. 
البته ممكن است‏بسيارى از اين كارهائى كه مى‏گويم بايد انجام بگيرد انجام‏گرفته باشد و ما از آن خبر نداشته باشيم،احتمالا. فصل بندى مطالب نهج البلاغه،شرح بخشهاى عمده‏اى از آن بسيارى از كارهاى لازم بر روى نهج البلاغه در طول بيش از هزار سالى‏كه از تدوين اين كتاب شريف مى‏گذرد انجام گرفته است،شايد در كتابخانه‏هانسخ خطى اين آثار ارزشمند باشد كه بايد گشت و پيدا كرد،احتمال هم دارد كه‏در طول زمان در معرض حوادث قرار گرفته و از بين رفته باشد،بهر حال اين كارهابايد انجام بگيرد. 
يكى از كارهائى كه اين كنگره مى‏تواند انجام دهد اين است كه فهرست‏كارهائى كه روى نهج البلاغه بايدانجام بگيرد،تهيه و تدوين كند و در اختيار انديشمندان‏بگذارد.شايد بتوان دهها كار لازم را شمرد كه امروز نهج البلاغه به اين كارهانيازمند است و بايد روى آن كارها انجام بگيرد،بايد اينها را تدوين كرد ودر اختيار مردم گذاشت تا انديشمندان و مؤلفان و صاحبنظران و كسانى كه بانهج البلاغه مانوس هستند بدانند چه كارهايى بايد انجام بگيرد دو سه تا كار بنظرمن فورى و ضرورى است. 

1-ترجمه فارسى خوب از نهج البلاغه 
من البته از آنچه انجام گرفته كم و بيش مطلعم و نمى‏خواهم به زحمات‏فراوانى كه به خاطر برگردان نهج البلاغه به فارسى انجام گرفته به چشم بى‏قدرى‏خداى ناكرده نگاه كنم.در يك كنگره ديگر هم كه سه سال پيش تشكيل شده‏بود و بنده توفيق پيدا كردم و شركت كردم از عالم جليل آقاى فيض الاسلام كه‏اول بار اين كتاب را به فارسى ترجمه كرده و در اختيار مردم قرار داد و صداى‏نهج البلاغه براى اولين بار به گوش مردم آشنا شد تشكر كردم و باز هم تشكرمى‏كنم،همچنين از چند نفر نويسندگان محترمى كه روى نهج البلاغه بعنوان‏ترجمه يا خلاصه گيرى يا بيان محتواى اين كتاب شريف كارهائى انجام داده‏اند. 
ليكن مى‏خواهم عرض كنم جاى يك ترجمه كامل و همه جانبه براى نهج البلاغه‏مثل جاى يك ترجمه كامل و همه جانبه براى قرآن در جامعه ما همچنان خالى‏است و اين به نظرم مايه سرشكستگى است. 
من خواهش مى‏كنم بنياد نهج البلاغه‏اين مسئله را با فوريت و با جديت تعقيب كند،همچنانى كه براى چندمين بار ازاين پايگاه تريبون هم استفاده مى‏كنم و از همه كسانى كه مى‏توانند ترجمه خوبى ازقرآن كريم به فارسى تهيه كنند و ارائه دهند خواهش مى‏كنم اين كار را بكنند. 
جمهورى اسلامى بعد از پنج‏سال بنظرم قدرى دير كرده بايد اينكار زودتر انجام‏مى‏گرفت و هر چه مى‏گذرد ديرتر مى‏شود.به نظر من اشكالى ندارد كه چندين نفرشروع كنند به نوشتن و ترجمه‏هائى كه هر كدام به تنهائى هم مى‏تواند كافى باشدوجود داشته باشد،چون بهر حال هيچ ترجمه‏اى كامل نخواهد بود.اينجور نباشدكه اگر كسانى شنيدند كه فلان نويسنده خوب و آشنا به زبان عربى مشغول‏ترجمه نهج البلاغه يا قرآن شده از كار دست‏بكشند و كارى نكنند.هر كسى‏شوق اين كار را در خود احساس كند شروع كند.اگر ده ترجمه بسيار خوب هم‏ما از قرآن كريم و نهج البلاغه شريف داشته باشيم زيادى نيست،و هيچ اشكالى‏ندارد كه علائق مختلف و ذوقهاى گوناگون و ديدگاههاى مختلف از يك آيه يايك جمله بتوانند خواننده را به ابعاد واقعى آن جمله قدرى نزديكتر كنند.بنابر اين‏به نظر من اين كار امروز در اولويت قرار دارد. 

2-فصل بندى عنوانى نهج البلاغه 
يكى ديگر از كارهائى كه حتما در باب نهج البلاغه ضرورت داردفصل بندى عنوانى نهج البلاغه است،فصل بندى موضوعى.البته اين كار انجام‏گرفته،بعضى از محققين و علماى بزرگ و عاليقدر زمان ما روى نهج البلاغه اين‏كار را كرده‏اند و مجلدات متعددى هم چاپ شده كه به جاى خود ارزشمند است. 
اما در زير عناوين كلى،كه فكر مى‏كنم در حدود 30 عنوان را تفكيك كرده‏اند امادر تكميل آن شايد دهها عنوان فرعى مى‏توان پيدا كرد.اين كار در قرآن هم بازجايش خالى است و انجام نگرفته است.يك تفصيل الآيات براى قرآن بايد نوشته‏شود شامل بيشترين موضوعاتى كه ما تا امروز نتوانسته‏ايم به آنها برسيم و در قرآن‏از آن نشانى هست.اما در باب نهج البلاغه تنظيم يك تفصيل المطالب وتفصيل الموضوعات فوق العاده ضرورى است.نهج البلاغه واقعا يك اقيانوس‏عميق و تمام نشدنى است،همه هم توفيق پيدا نمى‏كنند اين كتاب را آنچنان كه‏شايسته آن است‏سير كنند و در آن غور كنند،در حاليكه بسيارى از مطالب ومعارف اين كتاب براى مردم لازم است و بايد اين امكان براى جويندگان 
وعلاقه‏مندان پيدا شود كه مطالب مورد نظرشان را در آن به آسانى بيابند. 

3-فصل بندى از لحاظ اعتبار سندى 
يكى از كارهاى ديگرى كه خوب است روى نهج البلاغه انجام بگيردفصل بندى از لحاظ اعتبار سندى است.يقينا بعضى از بخشهاى نهج البلاغه در حداعلاى اعتبار و وثوق روائى قرار دارد بعضى از بخشها هم در آن حد نيست.روى‏اسناد نهج البلاغه تا كنون كارهائى انجام گرفته و كتابهائى چاپ شده حدود دو ياسه تاليف يا بيشتر.شايد در ميان گذشتگان هم اين كار انجام گرفته باشد كه‏بسيارى از آن بى اطلاعند اما لازم است‏يك طبقه‏بندى از لحاظ سند و اعتبار سندى‏انجام بگيرد چنانكه به هر يك از خطب يا كلمات يا نامه‏ها كه انسان مراجعه‏مى‏كند بداند،از لحاظ سندى كه اين حديث دارد،چقدر مورد اعتبار است و چقدرمى‏توان به آن تكيه كرد.البته همه شواهد و قرائن را مى‏توان در اين مورد بكارگرفت و اين چيزى است كه اگر براى عامه مردم هم مورد نياز نباشد براى‏محققان و انديشمندان و كسانى كه به اين مسئله اهميت مى‏دهند يقينا حائز اهميت‏است. 

4-ترجمه لغات نهج البلاغه 
يكى از كارهاى اساسى كه روى نهج البلاغه بايد انجام بگيرد ترجمه لغات‏نهج البلاغه است‏براى فارسى‏زبانها،حتى براى عربى‏زبانها.البته در پاورقى‏بعضى از نهج البلاغه‏ها بزرگانى چون مرحوم محمد عبده و بعضى ديگر اين كاررا كرده‏اند اما كافى نيست.اين همه لغتى كه در اين كتاب گسترده ست‏بابارهاى ادبى و مايه‏هاى هنرى و فصاحت و بلاغت فوق العاده،احتياج به يك‏كار مستقلى دارد بيشتر از شرح سر دستى براى كسى كه اين كتاب را مطالعه‏مى‏كند.خلاصه آنكه لازم است‏يك تفسير اللغات كامل و عميق براى نهج البلاغه تهيه‏شود و بوجود بيايد. 

5-پيوستن خطبه‏هاى متفرق از يك خطبه 
يكى از كارهائى كه از مدتها پيش همواره ضرورتش را احساس مى‏كردم‏پيوستن بخشهاى متفرق يك خطبه است كه احيانا آنها را سيد رضى رحمة الله ازهم جدا كرده است.ملاحظه كرده‏ايد جاهايى بعد از آنكه يك خطبه شروع‏مى‏شود گفته مى‏شود(و منها اين از جمله بخشهاى همان خطبه است)يقينا بين‏اينها يك چيزى افتاده است و الا تعبير(و منها)لازم نبود.يك جاهاى ديگر معلوم‏مى‏شود اين پايان خطبه نيست و مطلب نيمه كاره است،شايد بعضى از بخشها رادر خود نهج البلاغه بتوان پيدا كرد،يقينا بسيارى از آنها را در كتب متفرق حديث‏مى‏توان گشت و جستجو كرد و پيدا كرد.مرحوم سيد رضى رضوان الله عليه،بنده تصور مى‏كنم،اين كتاب را از ديدگاه فصاحت و بلاغت و زيبائيهاى هنرى‏بيشتر مورد توجه قرار داده است،است،كتاب هم همين را تاييد مى‏كند«نهج البلاغه‏».امروز براى مردم ما مسئله بلاغت در اين كتاب در درجه اول‏نيست،به محتوا كار داريم.ما به مضامين احتياج داريم.اصلا بسيارى از مردم مااز زيبائى اين كلمات چيزى نمى‏فهمند،ما فارسى زبان هستيم.شايد بسيارى ازعرب 
زبانها هم با گذشت هزار و سيصد و اندى از زمان صدور اين كلمات و باتحولى كه لغت و زبان بطور طبيعى پيدا مى‏كند از فصاحت و بلاغت و زيبائيهاى‏هنرى آن كلام چيز زيادى درك نكنند.لازم است امروز ما از آن ديدگاهى كه‏روز اول تدوين اين مجموعه وجود داشت و از باب بلاغت و فصاحت و ارزشهاى‏هنرى به آن نگاه مى‏شد عدول كنيم.نمى‏گويم آن را بكلى ناديده بگيريم،چيزفوق العاده ارزشمندى است و معلوم است كه ارزشهاى هنرى همواره به ماندگارى‏يك سخن و تاثير عميق و گسترش فراوان آن كمك زيادى مى‏كند در آن شكى‏نيست،اما آنچه كه امروز براى ما در درجه اول اهميت است مضامين آن است. 
به هر حال گاهى انسان دو بخش از يك خطبه را مى‏بيند كه فوق العاده مهم‏هم هست اما فاصله ميانشان افتاده.اين را صاحب همتانى بايد بنشينند،پيگيرى‏كنند،تحقيق كنند،بخشهاى يك خطبه را پيدا كنند و بهم متصل كنند. 
از اين قبيل كارهاى فراوانى هست كه روى نهج البلاغه بايد انجام داد وانجام مى‏گيرد.همانطور كه عرض كردم پيشنهاد اول را باز تكرار مى‏كنم‏مجموعه كارهايى را كه مى‏شود روى نهج البلاغه انجام داد فهرست‏بندى كنيد تامشخص شود كه چه كارهايى روى نهج البلاغه شايسته است انجام بگيرد البته‏ترديدى نيست كه عشقها و ايمانها،نبوغها و ابتكارها،كارها و رشته‏هاى جديدى‏را بوجود خواهد آورد. 
بنده بار ديگر از همه برادران مسئول و دست اندر كار،براى اهميتى كه به‏نهج البلاغه داده‏اند،براى اهميتى كه به تشكيل اين كنگره داده‏اند تشكر مى‏كنم واميدوارم بلندى همتشان بتواند اين كار عظيم را براى امت اسلام بكند كه‏نهج البلاغه را هر چه بيشتر مورد استفاده و بهره بردارى قرار دهد و اين سرمشقى‏باشد براى همه مسلمانها كه شايد هنوز بسيارى از آنها با نهج البلاغه هيچگونه‏آشنائى ندارند. 

و السلام عليكم و رحمة الله 

منبع:كتاب مباحث و مقالات پنجمين اجلاسيه كنگره نهج البلاغه

 

پی نوشت ها :

[1] . وصیت نامه الهى و سیاسى .

[2] . استادى، رضا، بحثى كوتاه پیرامون مدارك نهج‏البلاغه، بنیاد نهج‏البلاغه، تهران، 1362 .

[3] . مطهرى، مرتضى، سیرى در نهج‏البلاغه، صدرا، تهران، 1378، چ 15، ص 11 .

[4] . محمد امین النواوى: جولات اسلامیه، بیروت، 1980، چ 3، ص 99 .

[5] . امام یحیى یمنى: الطراز، بیروت، 1971، چ 1، ص 12 . 

[6] . محمد امین النواوى: همان، ص 98 .

[7] . همان، ص 99 .

[8] . طه حسین: على وبنوه، بیروت، 1970، چ 5، ص 30 . 

[9] . امین نخله: ماة كلمه من كلام الامام على، بیروت، دارالتعارف، 1981، ص 41 . 

[10] . مرتضى مطهرى: همان، ص 18 . 

[11]- همان .

[12] -دوانى، على: نگاهى كوتاه به زندگى پرافتخار سید رضى (مندرج در یادنامه كنگره هزاره نهج‏البلاغه) تهران، بنیاد نهج‏البلاغه، 1360، ص 178.

[13] . یادنامه كنگره هزار نهج‏البلاغه: ص 163 .

[14] . یادنامه كنگره هزاره نهج‏البلاغه: بنیاد نهج‏البلاغه، 1360، ص 221

[15] . همان، ص 51 - 50 .

[16] . همان، ص 50 .

[18] حسن‏زاده آملى، حسن: انسان كامل در نهج‏البلاغه، مندرج در یادنامه كنگره هزار نهج‏البلاغه - ص 50 .

[19] . گلى زواره، غلامرضا: ناصح صالح، قم، انتشارات حضور، 1378، چ 1، ص 124 .

[20] . انجمن آثار و مفاخر اصفهان، طبیب جسم و جان، (مندرج در یادنامه حاج میرزاعلى شیرازى)، ص 90 .

[21] . همان، ص 42 .

 [22] . مطهرى، مرتضى: سیرى در نهج‏البلاغه، ص 7 .

[23] . همان، ص 7 .

 

دیدگاه ها



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی